بازدید : 238

اختلالات رواني و ترس و اضطراب در نوجوانان و جوانان

اختلالات رواني و ترس و اضطراب در نوجوانان و جوانان


اختلالات رواني و ترس و اضطراب در جوانان

دوران بلوغ و جواني دوران طوفاني زندگي است و تعبيرات در مورد شدّت اين طوفان تعبير شديدترين درجه طوفان است. در اينان نوعي تشويش و عدم پايداري رواني پديد مي آيد كه ناشي از هيجانات دروني و آزردگي هاي ناشي از عدم توان تطبيق خود با مسائل جاري است.
اين آشفتگي و اضطراب اغلب با تغييرات فيزيولوژيكي همراه است چون عرق كردن زياد، فشارهاي عضلاني، ضربان قلب، احساس خستگي كه خود افزاينده علّت درد است. هيجانات ممكن است سبب پيدايش حالاتي در فرد گردد كه حتي حقيقت را انكار كند و يا نتواند خود را با اجتماع تطابق دهد. اين وضع آشفته با همه ناگواري هاو تلخي ها براي والدين و مربيان ممكن است مقدمه رشد و تعالي باشد بشرطي كه توسط آنها تعديل گردد و هم آنان قادر به كنترل آن باشند.

مسأله اختلال:

در هر حال بنظر مي رسد نوعي انحراف از مسیر عادي و ميزانهاي معمول براي نوجوان پيش مي آيد كه او را با ديگران متفاوت ميسازد. اين انحراف هر چند كه كوچك و ناچيز باشد اختلال نام دارد. بر اين اساس اختلال در شخصيت يا رفتار نوعي عدم اعتدال است.

قضيه اين است كه ابعاد وجودي انسان ضروري است بگونه اي متعادل عمل كنند و جريان وجود بگونه اي عادي باشد كه خود نيازمند به هماهنگي است و چنانچه اين هماهنگي صورت نگيرد آدمي رفتاري از خود برون خواهد داد كه عدم تعادل در آن كاملاً بچشم ميخورد.

ملاك اختلال همين عدم اعتدال است بدين معني كه وحدت دروني افراد از هم ميپاشد و هر بعدي از وجود بگونه اي مستقل و جداي از ديگري كار ميكند در نتيجه دستگاه وجود روال طبيعي و عادي خود را از دست ميدهد.

علائم اختلال:

آنها كه دچار اختلال هستند با چند دسته علائم از ديگران باز شناخته ميشوند:

1- علائم جسماني: در اين زمينه از نشانه هائي ميتوان نام برد كه اهم آنها عبارتند از: تغيير بدن، اختلال در تنفس، گيجي، سردرد، استفراغ، كم اشتهائي، تغييرات در وزن بدن، خستگي مفرط، سرفه كردن، بهم خوردن وضع ديد چشم، پيدايش اشكال در سخن و بيان، اختلال در نوشتن، و ديگر فعاليت عادي...

2- اختلال در خوي و طبع و عمل: گرفتاري در جنبه ترديد و بي تصميمي، پيدايش حالت سكوت و خاموشي آنهم بصورتي غيرعادي خودداري از گفتگو، پچ پچ كردن با خود، تكرار گفتار و رفتار ديگران، تكرار مرتب يك حركت، داشتن حركات زننده، تكان دادن دست و شانه، راه رفتن بصورتي مسخره و زننده.

3- در جنبه عاطفي: نشان دادن شادي مفرط، ابراز حركاتي چون رقص و آواز، سخنراني هاي توأم با شور و هيجان، بي قيدي در مقابل انگيزه هاي ديگران، خنديدن و گريستن بيحساب، آه كشيدن و ابراز نگراني كردن، خودخوري ها و...

4- در جنبه ذهني و ادراك: در اين زمينه علائمي مي يابيم كه اهم آنها عبارتند از: از دست دادن قدرت ادراك، تبعيت از روش غيرمنطقي، از دست دادن حافظه و يا ضعف آن، فراموشي نسبت به محيط، از دست رفتن قدرت تداعي، اختلال در تفكّر و احساس، ديدن چيزهاي موهوم، احساس وحشت هاي بي مورد، تجاوزها و جنايت ها، نوميدي بيحساب، احساس عظمت فوق العاده، حسادت و خشم و بدجنسي ها و شرارتها، احساس رنج خيالی.

منشأ آن:

منشأ بسياري از بيماريهاي رواني و یا اختلالات شخصيتي افراد را بايد ناشي از ضربه هاي دوران كودكي دانست از نواقص تربيت است كه آنها را افرادي خودخواه و نازپرورده بار آورده و به آنها احساس تحت فشار بودن را داده است.

در عين حال بازتاب ناسازگاري هاي والدين، روابط نادرست عاطفي دو همسر، تيرگي روابط عاطفي بين ديگر اعضاي خانواده، نقش آموزشي خانواده، حمايت و مراقبت افراطي از فرزند، عدم اعتناي آنان در مواردي كه نگراني هائي داشته اند در اين امر مؤثر است.

گاهي اختلال بدان خاطر است كه نوجوان و جوان با قدرتي ديگر سرو كار دارد و نمي تواند امر و نهي ها را رد كند و يا ناديده بگيرد و اين خود در ايجاد اختلال مؤثر است. البته برخي ديگر چون فرويد همه گونه اختلال را ناشي از گمراهي غرايز شهواني و سركوبي آن دانسته اند.

عوامل مؤثر در آن:

عوامل متعددي هستند كه در دامن زدن به اين اختلال مؤثرند. آن عوامل هم بسيار و برخي از آنها عبارتند از:

نواقص رواني، عدم توانائي در ارضاي خواست هاي غريزي، دلهره ها و اضطراب ها، بي نظمي ها و عوارض طبيعي مثل بلوغ، فشارهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، تدابير تبليغي، بيحالي ناشي از عوارض نامطلوب، بيماري هاي گندزدا مثل سفليس و سوزاك، مرگ و ناگواري عزيزان و...

اين اختلال داراي جنبه تدريجي است علائم آن بمدتي طولاني زنگ خطر ميزند. در كودكان به صورت شب ادراري، ناخن جويدن، راه رفتن در حين خواب و گاهي هم سر به زمين كوبيدن است.

برخي از اختلالات

مربوط به شخصيت و رفتار امكان پذير نيست بويژه كه بحث ما بسيار كوتاه و محدود است. براي نمونه به چند نمونه از اين اختلال اشاره ميكنيم:

1- بيماري عصبي: گاهي يك بيماري عصبي زمينه و موجبي را براي اختلال در رفتار پديد مي آورد. افرادي كه بيماري عصبي دارند قدرت تحمل شان در مقابل تضادها اندك است و قدرت اينكه او بتواند در برابر آن تضادها بايستد نيست.

گاهي بيماري اعصاب بر آدمي مسلط ميشود و در آن صورت ميزان توقعات او از حدّ معين بالاتر رفته و طوري ميشود كه نمي تواند بدانها دسترسي پيدا كند، در چنان صورتي است كه در او احساس خستگي، احساس عدم لياقت، احساس حقارت، احساس عدم اعتماد پديد مي آيد. كه در صورت كوشش نوجوان براي رهائي از قيدها و رسيدن به استقلال است و معمولاً اگر در اين راه توفيقي بدست نياورد و یا فشارهاي وارده همچنان بر او اعمال گردند امكان تشديد امراض عصبي خواهد بود.

2- حالات هيجاني: در دوران بلوغ هيجانات شديد مي شوند. آنچنان كه ميتوان گفت فرد در حالتي بحراني قرار ميگيرد. اين هيجانات سبب پيدايش خنده هاي شديد، قهقهه ها، گريه هاي شديد ميشود و در رفتار و حركات اختلالاتي پديد مي آورد و حتي فعاليت فكري و فرهنگي را فلج ميسازد.

اين امر در حين بلوغ دختران بيشتر و شديدتر است، آنچنان كه ميتوان گفت آنها دچار بحران خنده ميشوند و اين بحران با تشنج هاي عصبي شديد همراه است و حتي حركات آنها را دچار اختلال مينمايد.

وجود هيجان از جهتي مثبت است از آن جهت كه ميزان كم آن ميتواند عامل حركت و يا پيدايش تنوّعي در زندگي باشد و از جهتي ديگر منفي است از آن بابت كه ميزان بسيار آن مي تواند سبب پيدايش فلج ها و حتي سكته ها گردد و براي انسان خطر بيافريند.

خودكشي: گاهي اختلال رواني سبب پيدايش حالتي است كه فرد را به خودكشي مي كشاند. و در اين مورد بمناسبت وسعت خطر در نزد افراد بالغ و جوان ضروري است توضيحاتي بيشتر داده شود.

بر اساس بررسيها خودكشي در مراحل سني 16-20بسيار شايع ميشود و حتي گاهي برخي از افراد را مي بينيم كه ژست خودكشي و يا تهديد به آن را بخود ميگيرند و در مواردي كه نوجوان را قصد تهديد ديگران به اين امر است خودكشي واقع ميشود در حاليكه او آن را نمي خواست.

فكر خودكشي: از نظر ما خودكشي فكري انتقامي و تسلّي بخش است و آدمي بحقيقت مرگ خود را مايه عقوبت ديگران ميداند و از اين راه ميخواهد طرف مقابل را در پشيماني ابدي قرار دهد.

خودكشي جبران نيست بلكه فکر آن بمنزلة جبران است و در آن آدمي سعي دارد از وضعي كه بنظر او غير قابل تحمل است خود را رها كند و از مخمصه اي كه برايش دردسر آفريده است نجات بخشد. آنها كه خودكشي ميكنند بحقيقت از زندگي فرار ميكنند و از دشواري هاي آن ميگريزند. چون به خود علاقمندند نمي خواهند براي خويش زحمتي و رنجي پديد آيد و يا محروميتي را متحمل گردند.

خودكشي براي چه كساني است؟ براي كساني كه ضعيفند و بيمار و ضعف روحي شان به آنان قبولانده است كه در مبارزه با مشكلات و دشوار ي ها ضعيف و ناتوانند و آمادگي مقابله با آن را ندارند. ضمناً اين نكته قابل تذكر است كه گاهي اشخاص سالم و قوی هم تن به خود کشی می دهند ولی بدان علت که یکباره گرفتار وسوسه می شوندودر برابر عمل انجام شده قرار ميگيرند.

ما كساني را داريم كه در رابطة با تعقيب هدفي به پيش ميروند تا كارشان به بن بست كشانده شود. و در آن هنگام كه احساس ميكنند ديگر كاري از آنان ساخته نيست و امكان پيشروي وجود ندارد دست به خودكشي مي زنند.

انگيزه هاي ديگر خودكشي: خودكشي همه گاه ناشي از يك بيماري و اختلال است و يا در فرد و جامعه بصورت توأم. گسستگي روابط انساني و اين احساس كه فردي ديگر يار و غمخوار ندارد او را به سوي خودكشي سوق ميدهند.

در مواردي ممكن است خودكشي ناشي از اختلال افسردگي باشد و بصورت بيماري هاي رواني ديگري چون نوروز، هيستري، پسيكوز خود را نشان دهد.

هم چنين احساس بي پناهي و تنهائي كه حاكي از وجود طوفاني عظيم در اندرون آدمي است فرد را گاهي چنان گرفتار ميكند كه ناگزير تن به خودكشي ميدهند.

اين نكته را ذكر كنيم كه اگر فکر خودكشي در كسي جا بيفتد امكان درمان بسيار كم است. او دائماً سعي دارد براي فرونشاندن طوفان دست بهر خس و خاشاكي بزند. او حتي خودكشي ميكند ولي موفق نمي شود و البته پس از نجات ضروري است او را به نزد روانپزشكي برد تا بدرمانش بپردازد.

درمان اختلالات:

اختلالات شخصيتي و رواني توسط افراد مختلف از روانشناس، روانكاو، روانپزشك، روحان، بازپرس دادسرا و... قابل عمل است و از طريق تحليل رواني، مشاوره ها، شوك الكتريكي، و صرف داروهاي مختلف قابل عمل است.

درمان آن توسط افراد آگاه هر چه زودتر ضروري است از آن بابت كه اين امر عارضه آفرين است بويژه براي جوانان كه عمري بايد زندگي عادي داشته باشند. توهّمات و خيالبافيها را بايد مهار كرد تا فرصت براي دامنه دار شدن آن فراهم نيايد.

البته خود آنها يعني افراد مبتلا هم به فكر درمان خود مي افتند ولي از راههاي نادرست و ناسالم مثل تن دادن به اعتياد، به مواد مخدر، مصرف سموم، قبول خود فروشي و فحشاء پذيرش فحشاء و... كه هر كدام خطري براي فرد و جامعه است.

مشاوره پیامکی


مشاوره پیامکی

مشاوره آنلاین


مشاوره آنلاین

حدیث روز


امام صادق علیه السلام : :
كَذِبَ‏ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شيعَتِنا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنا ؛ دروغ مى ‏گويد كسى كه گمان مى‏ كند شيعه‏ ما است، ولى به ريسمان غير ما، چنگ زده است. بحارالانوار: ج2، ص98، ح49
امام صادق علیه السلام : :
مَن ساءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ ؛ هر كه بد اخلاق باشد، خود را شكنجه دهد. گزیده تحف العقول، ح196
حدیث (1) امام رضا علیه السلام فرمودند: :
تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا؛ به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. (بحارالانوار،ج78،ص 347)
حدیث (2) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛ کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد. (بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )
حدیث (3) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته؛ همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. (مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)
حدیث (4) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه؛ ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی (شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)
امام باقر (ع) فرمود: :
«هر كس سوره انا انزلناه را بلند و آشكار بخواند مانند كسي است كه در راه خدا شمشير كشيده و جهاد مي كند و كسي بطور پنهان بخواند مانند كسي است كه در راه خدا، به خون آغشته است.»

پیامک های کاربران


اوقات شرعی


لینک های مفید