بازدید : 245

ابتلاآت رواني

ابتلاآت رواني

ابتلاآت رواني

مقدّمه

اختلالات رواني و شخصيتي كه براي نوجوان و جوان پيش مي آيد بايد هر چه زودتر كنترل و اصلاح شود وگرنه اين امر منجر به ابتلاآت رواني خواهد شد. در اين سنين عوارض گوناگوني براي آنان پديد مي آيد چون افسردگي، جنون و انواع آن، اضطراب و...

اين ابتلاآت و تألمات بدان خاطر است كه درد و رنج هاي دروني شان بسيار و قدرت تحمل شان در برابر احساس نابساماني ها، آنهم بر اساس برداشت خودشان از امور و وقايع بسيار اندك است. جرياني در اجتماع وجود دارد كه بنظرشان ظالمانه مي آيد، ميكوشند با موضعگيري ها و مقاومت ها آن جريان را براندازند و در آنگاه كه مقاومت شان در هم شكسته شود و يا اثري ببخشد به خودي خوري، و احساس رنج پرداخته و دچار اختلالاتي گردند.

چه بسيار از اينان كه تعادل ندارند و يا دچار ابتلاآتي هستند ولي كسي نيست از راز و دردشان آگاه گردد و از ناراحتي شان سردرآورد و يا گاهي بعلت سبكي اختلال كسي از آن با خبر نمي شود ولي اين اختلالات و ابتلاآت ضمن باقي گذاردن آثاري ناگوار آنان را از واقعيت هاي زندگي بنحوي نامطلوب غافل مينمايد:

نوع ابتلاآت:

اينكه چه ابتلاآتي بيشتر دامنگير اين گروه و اين طبقه است پاسخ بسيار و پردامنه است. در افراد مختلف بعلت زمينه هاي گوناگون و برخوردهاي متفاوت ابتلاآت مختلفي به چشم ميخورد كه ما به برخي از آنها اشاره ميكنيم:

1- افسردگي: نوعي اختلال رواني است كه بر اثر آن آدمي غمگين است. آنچنان كه گوئي در تأثري عميق فرو رفته است. گاهي ميگريد،ميل به غذا ندارد، دچار يأس و بدبيني است. درباره خود احساس كهتري و بي ارزشي دارد، سعي دارد خود را گناهكار احساس كند. كارهايش به كندي انجام ميشود و.... در افراد افسرده حالاتي شبيه پريشاني حواس، بيقراري و اضطراب مي بينيم و گاهي ميل به خودكشي و يا لااقل ژست خودكشي را در او مي بينيم. علائق تحصيلي در آنها اندك مي شود. دچار بيخوابي و بي اشتهائي ميشود و اگر اين حالت در آنها تعديل و يا اصلاح نشود عوارض نامطلوبتري بر جاي ميماند.

علت اساسي آن: علت اساسي افسردگي از دست دادن شيئي عزيزي است، شيئي و يا شخصي كه آدمي به آن علاقه مفرط دارد و حتي قوام خود را به قوام او وابسته ميداند مثل پدر، مادر، دوستان و معاشران مهم و يا يك كالاي بسيار ارزنده.

هم چنين آنها كه در محيط پر از ناز و نعمت رشد يافته اند، بهنگامي كه آن محيط را از دست بدهند. آنها كه براي هر كاري پاداشي مي يافته اند اگر از آن پاداش محروم شوند دچار افسردگي خواهند شد.

در مواردي ممكن است علت افسردگي جنبه هاي زيستي باشد. نارسائي هاي ناشي از كمي ترشح برخي از غدّه ها خود در ايجاد اين حالت مؤثر است، مثل غده تيروئيد. كه در آن صورت ضروري است پزشكي در آن مورد نظر دهد.

حالات و نشانه ها: به برخي از علائم و حالات فرد افسرده اشاره كرديم و اينك به ديگر حالات و نشانه ها اشاره اي خواهيم داشت.

افراد افسرده نمي توانند توجه خود را به امري جلب نمايد. نمي توانند در يك اطاق راحت بنشينند و قرار بگيرند. در مطالعه كتاب براي شان تمركز حواس نيست. دائماً از خستگي شكايت دارند حتي پس از استراحتي طولاني و حتي صبح پس از خواب طولاني.

آنها در مواردي احساس ناكامي دارند و از مسائل اجتماعي سرخوردگي پيدا ميكنند. حال پرخاشگري به آنها دست ميدهد و از اين طريق دست زدن به برخي اعمال ميكوشند خود را رهائي دهند. آنها در مواردي دست به اعمال جنسي ميزنند تا سكون و آرامشي بيابند.

اگر نوجوان از حدود 15سالگي دچار افسردگي شود ممكن است به والدين حالت خصومت آميز پيدا كند و ديدگاهشان از آنان ديدي توأم با تنفر باشد. حافظه شان ضعيف ميشود. طوري كه درس را بايد چند بار بخوانند تا ياد بگيرند.

2- جنون: از ابتلاآت مهم اين دوره پيدايش حالت جنون است كه با درجات مختلف خودنمائي ميكند. در جنون جواني يا شيزوفرني كه نوعي جنون پيشرس و در بين جوانان معمول است اكثر مبتلايان سنين بين 20-30 را دارند. در آنها ضعف سريع عقلاني است و بيمار دائماً در بهت و تحيّر بسر ميبرد. مبهوت به نقطه اي نگاه ميكند.هدفي خاص در زندگي ندارد. در برابر امور بي تفاوت است و حتي بيقيدي در او بحدي ميشود كه گوئي در محيط بريده و ممكن است دست به كارهاي ناروا بزند.

جنون در اين نسل داراي فرمها و صورتهاي مختلف است كه اهّم آنها سه صورت زير است:

الف- بيماري پارانوئي: مبتلاي به اين نوع بيماري دچار توهّم و افكار موهوم است. خود را بزرگ و مهم جلوه ميدهد. مثلاً تصور دارد كه رئيس مملكت شده است.

گاهي اين بيمار خيال ميكند كه مورد حمله ديگران است و يا او را دزديده اند.در مواردي تصور ميكند كه عليه او توطئه اي چيده اند بهمين نظر در مورد خفيف اين بيماري سعي دارد از جامعه كناره بگيرد، انكار واقعيت كند، اعمال خود را به ديگران نسبت دهد و...

زماني مبتلاي به پارانوي آنچنان است كه گوئي در حال حمله است، به همه امور و جريانات بي اعتناست بي عاطفه است، دچار نوميدي است، در برابر ديگران حساسيتي از خود بروز نمي دهد، در برابر ضوابط اجتماعي بي تفاوت و بي اعتناست.

او غالباً عصباني است، لبانش باريك و كشيده ميشود. نگاهش سرد و مات است. دچار انجماد رواني است، عضلات صورتش بي حركت و بي نشاط است. در مواردي گرفتار منم منم زدن است. دم از استقلال ميزند، به آنكس كه خودخواهي او را ارضا نكرده اعلام جنگ ميدهد، انكار واقعيت ميكند، به هم جنس ميل پيدا ميكند و...

ب- بيماري كاتاتوني: اين بيماري هم نوعي از جنون جواني است. در آن آدمي حالت و موضعي ميگيرد كه گوئي دشمن جامعه است. از جمع گريزان و متنفر ميشود و حتي سعي دارد در گوشه اي دور از چشم ديگران بخوابد و حركتي از خود نشان ندهد.

درباره امور و مسائل ديگران و حتي خودش بي اعتناست. آنچنان كه به دنبال غذا نمي رود و حاضر است در گرسنگي بسر برد. به نظافت خود بي توجه است و چرك از سر و رويش ميبارد و او بدان توجهي نمي كند. به نشانه تعرض گاهي به ديگران حمله ميكند و حتي ممكن است در اين وادي دچار قتل و آدم كشي شود.

خرابكاري در او بوضوح ديده ميشود و يا كارهائي از او سر ميزند كه از افراد عادي بسيار بعيد است ديگران را قبول ندارد و گاهي عملي انجام ميدهد كه مورد قبول خود او هم نيست و چنان بنظر ميرسد كه فردي از بيرون كارهاي او را رهبري ميكند. ولي در كل رفتارش نسبت به ديگر مبتلايان عادي تر و امكان درمان براي او بيشتر است.

ج- بيماري هبرفرنيك: اين هم نوعي از بيماري جنون جواني است. مبتلاي به اين بيماري اعمال و رفتاري احمقانه دارد. مثلاً بي دليل ميخندد و بيحساب مي گريد. بدلايلي پوچ و ساده خشمگين ميشود و وحدت شخصيت خود را از دست ميدهد.

جنبه عقلاني او ضعيف ميشود آنچنان كه در برابر ديگران احساس بي تفاوتي ميكند و حتي اگر لباس خود را درآورد هم ناراحت نيست و آن را براي خود بي آبروئي نمي داند. با كمال بيقيدي جامه خود را درمي آورد و سرگرم شستن آن ميشود.

ادا و اطوار مضحكي از او سر ميزند آنچنان كه گوئي شديداً در عالم توهم است و در عالم خيال و رؤيا بسر ميبرد كلمات همصدا و هم آهنگ و يكنواخت را تكرار ميكند و آنچنان است كه گوئي با عالم خارج قطع رابطه كرده است. در برابر مرگ عزيزانش بي تفاوت است آنچنان كه مرگ شان دل آنها را نمي سوزاند.

3- هيستري: از ابتلاآت مربوط به اين سنّ كه غالباً دختران جوان به آن مبتلا ميشوند بيماري هيستري است و نشانه هاي آن در بيماران بسيار است از جمله:

در آنان علاقه اي به تظاهر و خودنمائي است آنچنان كه گوئي در تآتري دارند بازي ميكنند و در آن ميخواهند حالات مختلفي را نشان دهند ، و يا وضع شان بگونه اي است كه بنظر مي رسد از شخصيت معيني تقليد ميكنند و در آن ميخواهند بخشي از آرزوي خود را محقق ببينند.

از تجليات اين بيماري در افراد بيمار فراموشي است و هم پيدايش بحران خشم و غضب پا به زمين كوبيدن وجود هيجانات تند و ناراحت كننده كه در آنصورت نياز به درمان پزشكي است. حيات آنها دروني شده و به قول يونگ درونگرا ميشوند آنچنان كه به معاشرت با افراد دور و نزديك رغبتي ندارند و نمي توانند با آنان بجوشند.

4- ميتوماني: اين بيماري كه غالباً براي دختران جوان پديد مي آيد وضعي است كه در آن علاقه اي بسيار به دروغ پردازي در او پديد مي آيد، سرگرم بافتن دروغ و پرداختن آن است. مسأله اي را بزرگ ميكند و از آن طريق سعي دارد اعجاب و تحسين ديگران را برانگيزاند.

همچنين تخلفاتي در آنان ديده مي شود مثل دزدي، بدون اينكه او را احتياجي به آن مال دزدي شده باشد و ما جلوه آن را در دبيرستانها نيز مي بينيم. در مواردي اغلب به جلب نظر ديگران و ارضاي حالت مهرطلبي در آنان ديده ميشود كه صورت بسيار زشت آن در فحشاء و خودفروشي است.

در همه حال چنان بنظر ميرسد كه در فرد حالت مهرطلبي افراطي و علاقمندي به جلب نظر است. بهمين جهت كارهائي كه در آن برانگيختن اعجاب و تحسين ديگران و زماني هم معروفيت خود مطرح باشد ديده ميشود.

5- بيماري ماتيك: از اختلالات اين سنّ پيدايش بيماري ماتيك است. در اين بيماري فرد دچار هيجان دائماً در حال حركت است. بيجهت فرياد ميزند ، بيحساب قسم ميخورد، هميشه سرگرم حرف زدن و حتي ورّاجي كردن است. خنده هاي او صورت قهقهه دارد.

چنين بيماري به آساني از فكري به فكر ي ديگر منتقل ميشود. خود را آزاد حس ميكند. تمايلات جنسي خود را بدون هيچگونه شرم و واهمه اي بي پرده ظاهر مي سازد.

اين بيماري در افراد نوجوان و جوان وجود دارد ولي نسبت درصد آن اندك است. آنها كه به سنين بزرگسالي و حدود 40تا50 رسيده اند بيشتر به آن مبتلا ميشوند.

6- بيماري ماليخوليا: اين بيماري از يك جهت نوعي افسردگي است و از حدود سنين 15تقريباً عارض افراد ميشود. نشانه آن احساس غم و اندوه بي علّت و خستگي سبك است. انتظاري آميخته با دلواپسي و اضطراب او را رنج ميدهد.

گاهي فرد مبتلاي به آن فكر ميكند عمرش تلف شده است، يا مرگش نزديك است. برگذشته تأسف ميخورد كه چرا چنين و چنان كرده و يا فلان موقعيت را از دست داده است از برخورد با آينده هراس دارد و در مواردي خود را مرده مي انگارد. براي جبران ناكامي ها گاهي شاعر منش ميشود و زماني نويسنده.

اين بيماري قبل از سنين نوجواني به چشم نمي خورد و هم در سنين بزرگسالي وجود ندارد. شيوع آن در بين افراد همين سن است. و البته اختلالي است زود گذر و قابل درمان بشرطي كه در افراد عميق و ريشه دار نگردد و يا بيمار به آن حالات عادت نيابد.

بيماري هاي ديگري هم براي اين سن وجود دارد كه اغلب از شعب همينگونه بيماري ها است كه از آن ها نام برده ايم مثلاً حالت غشكردن نوجوان و جوان در مقابل يك آوازه خوان، بدون اينكه شعر و آواز او را بفهمد از همين نوع و از جنون جواني است كه از توضيح بيشتر آن خودداري ميكنيم.

در جنبه درمان:

در جنبه درمان این بیماری نخست بايد از علل و انگيزه هاي اين بيماري ها نام برد كه اساس آنها بدين قراراند:- علل بدني و زيستي كه يا ناشي از بيماري هاي تن است و يا ناشي از طرز كار غدد، علل و انگيزه هاي رواني و از جمله نارسائي هاي عقلاني، اختلال در رشد شخصيت، وجود بيماري كه خود داراي ريشه هاي گوناگون است، علل اجتماعي از سينما و تلويزيون و راديو و مواد اعتيادآور از مشروب و مرفين و هروئين، عوامل اجتماعي ناشي از نابساماني خانواده و يا نابساماني اجتماع و...

حل مشكلات آنها بشرط شناخته شدن ريشه بيماري ها چندان دشوار نيست ولي مشكل اساسي اين است كه علت برخي از بيماري ها، از جمله جنون جواني نيكو شناخته شده نيست. حدس هائي زده ميشود كه از جمله آن فعل و انفعال ناموزون غدد داخلي و مسموميت هاي ناشي از آن است.

اقدام به روان درماني، تجويز داروهاي آرامش بخش قوي، استفاده از غذاي متناسب، خواب و استراحت كافي، تفريح و ديگر سرگرمي هاي مفيد در اين امر مؤثر است.

آنچه كه رعايتش مهم است مسأله بهداشت رواني است. كارهاي ارجاعي به آنان نبايد سخت و بسيار باشد. آنها را از مطالعه كتب نامناسب و تماشاي صحنه هاي نامطلوب بايد بازدارند، جلوي لغزش ها و انحرافات او را بايد بگيرند، نگذارند كه نوميد و سرخورده شود و اجازه دهند كه خواسته هاي شان به گونه اي متعادل تعديل گردد.

مشاوره پیامکی


مشاوره پیامکی

مشاوره آنلاین


مشاوره آنلاین

حدیث روز


امام صادق علیه السلام : :
كَذِبَ‏ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شيعَتِنا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنا ؛ دروغ مى ‏گويد كسى كه گمان مى‏ كند شيعه‏ ما است، ولى به ريسمان غير ما، چنگ زده است. بحارالانوار: ج2، ص98، ح49
امام صادق علیه السلام : :
مَن ساءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ ؛ هر كه بد اخلاق باشد، خود را شكنجه دهد. گزیده تحف العقول، ح196
حدیث (1) امام رضا علیه السلام فرمودند: :
تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا؛ به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. (بحارالانوار،ج78،ص 347)
حدیث (2) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛ کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد. (بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )
حدیث (3) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته؛ همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. (مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)
حدیث (4) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه؛ ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی (شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)
امام باقر (ع) فرمود: :
«هر كس سوره انا انزلناه را بلند و آشكار بخواند مانند كسي است كه در راه خدا شمشير كشيده و جهاد مي كند و كسي بطور پنهان بخواند مانند كسي است كه در راه خدا، به خون آغشته است.»

پیامک های کاربران


اوقات شرعی


لینک های مفید