بازدید : 291

ترس و اضطراب آنان

ترس و اضطراب آنان

مقدّمه

از مشكلات و اختلالات اين سنّ پيدايش ترس و اضطراب در نوجوانان و جوانان است كه سبب بروز دشواري هائي در كار تربيت و هدايت آنهاست. اينان بعلت اضطراب در وضعي هستند كه قرار و آرام ندارند. حتي كتاب را باز ميكنند ولي از فهم آن و سپردن مسائل آن در ذهن عاجزند. در كلاس وضع شان بگونه اي است كه بايد گفت از درس سر در نمي آورند.

اين اختلال بويژه در آغاز بلوغ بسيار بچشم ميخورد و وضع آنچنان پيچيده و در هم است كه خود آنان نيز از اين حالت خود در شگفت و تعجّبند. بيماري آشفتگي آنان را در مواردي از پاي درمي آورد و سبب پيدايش درهمي هائي در كار و رفتارشان ميشود.

ترس شان اغلب بيحساب و نگراني شان از آينده اي است كه بنظرشان مبهم مي آيد. تأسف و تأثر از گذشته عمر و از اينكه نتوانستند آمادگي لازم را براي آينده فراهم كنند سبب آن ميشود كه از عمر خويش نتوانند استفاده نمايند و بحساب احساس محروميت از انجام وظيفه دور بمانند.

مسأله ترس:

اينان در مواردي از افكار خود ترس دارند كه مبادا كارشان بجائي بكشد كه عملي ناروا از آنان سرزند و موجبات گرفتاري شان را فراهم آورد. گاهي در خود از لحاظ زيستي آشفتگي و انحراف احساس كرده و گمان دارند كه از حال عادي خود خارجند و اين خود موجب نگراني جديدي است.

گاهي ترسهاي فوق العاده اي براي آنها پيش مي آيد آنچنان كه حتي حاضر نيست پدرش را ببيند و يا با معلمش بصورت مستقيم روبرو شود. بهنگامي كه احضارش كنند خود را ميبازد و دلش به زدن مي افتد آن چنان كه گوئي خطري متوجه اوست.

ميدانيم كه ترس يك حالت عاطفي است و طبعاً باید داراي جلوه هيجاني باشد. در مواردي لرزش بر اندام او مي افتد و موي بر بدنش راست ميشود. رنگش زرد شده و قدرت بدن به تحليل ميرود آنچنان كه گوئي توان دفاع از خود را ندارد.

از عواملي كه آن را افزايش مي دهد دقّت دربارة يك مسأله و توسل به خيالبافي در اين زمينه است. و اين امر باعث ميشود كه از گناه ناكرده اي ناراحت باشد و يا از لغزش كوچكي براي خود كوهي بسازد و دائماً از آن بيمناك باشد.

صورتهاي ترس

ترس در نوجوانان و جوانان بويژه آنها كه در سنين مدرسه اند بصورتهاي زير بروز ميكند:

- ترس از مدرسه و معلم و مدير از آن جهت كه مبادا كسري تكليف سبب اخراج او از مدرسه گردد.

- ترس از خانواده بويژه از پدر در مورد جنبه هاي انضباطي و يا مشاجره بين پدر و مادر كه منجر به طلاق گردد.

- ترس ناشي از فقر خانوادگي كه مبادا اين امر موجب رسوائي هائي شود و غرور آنان را در هم بشكند.

ترس از كيفر و دوزخ و آتش بخاطر گناهي كه مرتكب شده و عصياني كه از خود بروز داده

ترسهاي اخلاقي بدان حساب كه مبادا ديگران از آن سر درآورند و او را از جامعه خود طرد كنند.

- ترس از برخورد با افراد هم از آن بابت كه موقعيت او را در خطر اندازد و هم سبب شكست او در برابر قدرت ديگران گردد.

- ترس از حالت زنانگي يا مردانگي خود كه نكند در ايفاي نقش وظيفي خويش كوتاه آيد.

- و ترس هاي ديگر...

منشاء ترس :

ترسها معمولاً داراي يكي از دو منشاء زيرند:

1- ترسهاي ناشي از بيماري هاي رواني، نقائص ارثي، خواه در بدن و خواه در روان، كه در چنان صورتي افراد مورد استهزاء و مسخره ديگران قرار گرفته و ديگران بهر علت و انگيزه اي است او را به پستي نگاه ميكنند و طبعاً او از داشتن چنين وضعي و سرنوشتي ناراحت است.

2- گاهي ترسها اكتسابي هستند و ناشي از تربيت غلط دوران گذشته است كه ريشه هاي آن هنوز در اعماق وجود آدمي ديده مي شود. تحقيرها و تنبيه ها، بدآموزي هاي محيطي، روشهاي نادرست والدين در موضعگيري ها، مرعوب كردن ها، سركوبي هاي گذشته همه و همه در فرد اثر دارند.

در همه حال منشاء اساسي ترس را از روان خود آنان و ار درون شان و هم از طرز تفكر آنها و از سوء برداشت شان در امور بايد جستجو كرد. و اين حالت نشان ميدهد كه در آنان قدرت سازگاري با محيط نيست و با عواطف شان در كشمكش هستند.

اضطراب آنان

از ديگر مسائل شان مسأله اضطراب است. اضطراب يك احساس ناگوار است كه در آدمي راجع به عدم توان او در وصول به هدف وجود دارد و هيجان است كه ناشي از برخورد و مواجه شدن با يك خطر احتمالي است.

اضطراب يك وحشت است و يك نگراني و تشويش از امري كه ريشه اي عميق و پردامنه دارد و نشان مي دهد آدمي در اندرون خود بيقرار است و از اين امر مضطرب است كه نكند مورد تحقير و تمسخر قرار گيرد و يا استعداد انجام فلان كاري را نداشته باشد.

فرق ترس و اضطراب را در اين بايد دانست كه در ترس علت و يا انگيزه ظاهري و يا باطني مسأله پيداست و آدمي ميداند از چه چيز ميترسد در حاليكه در اضطراب انگيزه ها روشن و ظاهر نيست و اغلب صورت ابهام دارد. حتي جستجوي بهانه براي ترس جلوه اي از اضطراب دروني است.

علائم و جلوه هاي آن:

جلوه ها و علائم اضطراب بسيار و شامل مواردي است كه اهمّ آنها عبارتند از:

عرق كردن، فشار عضلاني، ضربان قلب، خستگي بيحساب، خودخوري، تشنجات جسمي، نفس زدن هاي تند، عدم احساس گرسنگي و تشنگي، بهانه جوئي براي ترس، احساس نياز فوق العاده به امور جنسي خودداري از انجام وظيفه، احساس وجود اجبار و كراهت و...

وجود نشانه هائي چون لرزيدن، گريه در حال افسردگي بسيار، بيخوابي هاي بسيار، جستن از خواب در وسط شب، تمايل به انقياد و تسليم، علاقمندي به كسب قدرت، اعمال قدرت در جائي كه توان آن را دارد، عزلت گزيني و... از ديگر علائم آن است.

فرد مضطرب گاهي ممكن است پرخوري كند و از شدت نگراني تن به خور و خوراك بسيار دهد و از اين طريق خود را آرامش مي بخشند و اين خور و خوراك ضروري مورد نياز او نيست. همچنين او نه توان نشستن دارد و نه توان ايستادن و نه امكان استراحت عادي.

اضطراب در چه كساني بيشتر است:

اينكه اضطراب در چه كساني بيشتر است بايد گفت:

- در شرايط مساوي اضطراب در دختران بيش از پسران و در زنان بيش از مردان است.

- افرادي كه در ناز و نعمت بسيار رشد كرده اند در اين سنين بيشتر دچار اضطراب ميشوند.

- افرادي كه حساسيت و زودرنجي دارند بيش از ديگران دچار اضطراب ميشوند.

- آنها كه عادتاً ترسو و بزدلند بيش از افراد عادي دچار اضطرابند.

- افرادي كه بيماري عصبي دارند از افراد عادي بيشتر دچار اضطراب ميشوند.

- آنها كه در محيط پر از تضاد رشد كرده و بزرگ شده اند بيش از ديگران دچار اضطراب ميشوند.

- ...

آثار و عوارض آن:

افرادي كه مضطربند اغلب دچار بدبيني هستند. دنيا و مسائل آن را با ديده زشت و نامطلوبي مي بينند، از كار افراد با بدبيني تلقي ميكنند. گاهي چنين افراد دچار ناراحتي و دردسر هستند و اين امر ممكن است آنها را دچار استفراغ و تهوّع نمايد.

در مواردي آنها دچار بيخوابي مي شوند و در عين خستگي ناشي از تلاشها و دوندگي ها خواب شان از بين مي رود. چه بسيار از اينان كه شب هنگام ساعتها در رختخواب بيدار ميمانند و به اين سوي و آن سوي مي غلطند. آرزوي خواب دارند ولي بخواب نمي روند و اين خود موجب ناراحتي بعدي و يا روزهاي بعد آنها خواهد شد.

در اواخر اين دوره از زندگي متشنج پايان مي يابد و حال تعادل و اعتدالی به آنان دست ميدهد. و البته در آنگاه كه اضطراب در افراد شدت يابد ضروري است بر سر اصلاح و درمان شان قيام كرد تا دشواري و مشكلي پديد نيايد.

منشاء اضطراب و انگيزه هاي آن

در اينجا ناگزيريم از منشاء اضطراب و انگيزه هاي آن ياد كنيم و جوانب قضيه را بررسي نمائيم از آن بابت كه مادام ريشه و علت امور روشن نشود. امكان درمان آن نخواهد بود.

از علل و منشاء آن وحشت از عدم امكان وصول بهدف است و ترس از عدم امكان يك موقعيت كه حاصل آن از نظر نوجوان و جوان بي آبرو شدن در ميان همگنان، پيدايش حالت افسردگي يا اضطراب شديد، مجادله با والدين و دوستان است.

هشياري مداوم درباره يك مسأله يا يك امر، عدم فراموشي يك درد يا غم خود از ديگر علل اضطراب است و ما مي دانيم كه آن غم ها فكر و انديشه آدمي را بمباران كرده و او را آشفته و دچار هيجان مينمايد.

آنها در مواردي نگرانند از آن بابت كه مبادا كارهاي پشت پرده شان و اعمال فريب آميزشان و يا خيالات واهي، خواب و احلام شان از پرده بيرون افتد و ديگران آن را دريابند. اين زمينه فكري موجبات اضطراب را در افراد فراهم مي آورد.

گاهي ترس و اضطراب ناشي از اين است كه معيارها و افكار ديگران را نپذيرفته اند و گمان دارند اين عدم پذيرش موجبات درگيري و رسوائي آنان را فراهم مي آورد. مضطربانه منتظر آنند كه ببينند سرانجام چه ميشود و اين فرجام نامعلوم و مبهم او را از واقعيت ها گريزان ميسازد.

گاهي احساس گناه افراد را واميدارد كه مضطرب شوند. مثلاً جواني عاشق ميشود و تن به گناه ميدهد و بعد از ارتكاب گناه به اين انديشه مي افتد كه چرا چنين كردم بويژه در آنگاه كه احساس كند راه جبران به روي او سدّ شده است و يكي از فوايد توبه در اسلام همين است كه اين احساسها را تعديل ميكند.

از عوارض ديگر در اين زمينه اختلال هيجاني، پاشيدگي وضع و نظام خانواده، از دست دادن پدر يا مادري كه براي او تكيه گاه امن بوده اند، بويژه در آنگاه كه نقطة اتكاي جديدي براي خود نيابد.

حاصل ترس و اضطراب و راه درمان

وجود ترس و اضطراب ممكن است در مواردي سبب پيدايش بيماري هاي رواني گردد و آنها را از حال اعتدال خارج گرداند. ترسهائي كه در افراد پديد مي آيد در سازشهاي اجتماعي شان تأثير ميگذارد و آنها را دچار اسارتهائي ميسازد كه حاصل آن منجر شدن به شكست شخصيت است.

هم چنين در حين اضطراب و يا در اضطرابهاي مكرّر اين احتمال وجود دارد كه اتفاقات ناگواري پديد آيد. و زمينه را براي پيدايش اعمالي كه مورد انتظار و توقع شان نيست فراهم كند و اين خود سبب ضرورت درمان براي اين افراد است.

در طريق درمان راه هاي بسيار و شيوه هائي است كه اهم آنها عبارتند از: سرگرم كردن به كار، داشتن فعاليت مداوم، تخدير اعصاب و غدد، خودداري از وسواس، خواب طولاني، داشتن روابط جنسي، خودداري از فكر و ناراحت شدن، بازگو كردن درد، شركت كردن در كلوپها و جلسات با ارزش، توجه دادن آنها به اموري سكون بخش، سعي به فراموش كردن ترسهاي ناپسند دوران گذشته و خاموش كردن آن، بيرون آمدن از حالت انزوا، استفاده از داروهاي آرامش بخش با تجويز پزشك و سعي در تعديل تشنجات بويژه از آن بابت كه گاهي اين تشنجات موجبات مرگ آدمي را فراهم مي آورد.

مشاوره آنلاین


مشاوره آنلاین

حدیث روز


امام صادق علیه السلام : :
كَذِبَ‏ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شيعَتِنا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنا ؛ دروغ مى ‏گويد كسى كه گمان مى‏ كند شيعه‏ ما است، ولى به ريسمان غير ما، چنگ زده است. بحارالانوار: ج2، ص98، ح49
امام صادق علیه السلام : :
مَن ساءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفسَهُ ؛ هر كه بد اخلاق باشد، خود را شكنجه دهد. گزیده تحف العقول، ح196
حدیث (1) امام رضا علیه السلام فرمودند: :
تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا؛ به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. (بحارالانوار،ج78،ص 347)
حدیث (2) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته؛ کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد. (بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )
حدیث (3) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته؛ همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. (مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)
حدیث (4) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: :
نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه؛ ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی (شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)
امام باقر (ع) فرمود: :
«هر كس سوره انا انزلناه را بلند و آشكار بخواند مانند كسي است كه در راه خدا شمشير كشيده و جهاد مي كند و كسي بطور پنهان بخواند مانند كسي است كه در راه خدا، به خون آغشته است.»

اوقات شرعی


لینک های مفید